کلمه بازی
من باب متروکه نشدن وبلاگ، چون به یک بازی جدید از طرف دوشیزه شین دعوت شدم، به این دعوت لبیک گفته و از اون جا که زیاد مصرف آی.کیو. نداره – والا، یعنی چی بازی وبلاگی دو روز مغز آدم رو مشغول کنه - منم توش شرکت می کنم. باید جلوی کلمه های این پایین هر چی جلو ذهنت می رسه بنویسی:
دریا: هفت سال پیش آخرین ملاقات رو داشتیم.
قهوه: تخصص مامان، شب امتحان، کودکی و جوانی در سه راه ارامنه، خونه ی ماری خانوم و ادموند و رایموند که حالا همشون امریکا هستن.
غرور: شک دارم غرور مطلق پدیده ی درستی باشه، ولی به غرور نسبی و صرفا ایجابی اعتقاد دارم (:
مدرسه: از وقتی که اومدم بیرون، فراموش کردم همچین جایی هم وجود داشته.
دفتر مدیر: سلام حاج آقا.
قرمه سبزی: لیمو امانی، ای جاااااااان.
ریاضی: من دانشجوی انصرافی ریاضی کاربردی ام.
آهنگ: نقش کلیدی موسیقی تو زندگی من.
ماه رمضون: قدیما، بیشتر پاییز.
استخر: استرخ (:
آب گوشت: آبلا* خدابیامرز.
روزنامه: اتفاقی در نوجوانی.
کودکی: صدای شهرام ناظری.
————————–
آبلا: پدر بزرگم رو با این اسم صدا می کردیم.
پی نوشت: دوستان همگی دعوتید به کلمه بازی، کلن یه ربع، بیست ذقیقه بیشتر وقت نمی گیره.
Tags: بازی وبلاگی
شهریور ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۲۹ ق.ظ
سلام سینا
خوبی !
منم اومدم تو بازی !
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۷ ق.ظ
سلام. چطوری؟
دیگه یاد ما نمیکنی استاد؟
چه خبر؟ اوضاع بر وفق مراد هست؟
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۳ ب.ظ
سلام
زنده ای تو ، خواستی یه سر هم به ما بزن!
راستی من دیروز هم اینجا بودم ! ولی امروز ازم رد پایی نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شهریور ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۳ ب.ظ
سلام شینا
عیدت مبارک!!!!!۱۱
آذر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۹ ب.ظ
sسلام…منم بازی…
دریا: موج
قهوه: اعتیاد!…
غرور: مایه حیات
مدرسه: شیطونی کردن
دفتر مدیر: رعایت حجاب
قرمه سبزی: چمنای دانشگاه
ریاضی: شیرین
آهنگ: نبض زندگی
ماه رمضون: ربنا…
استخر: شیراز
آب گوشت: غذای لذیذ
روزنامه: بابا
کودکی: معصومیت
آذر ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۷ ب.ظ
با حال بود (: فقط باید تو وبلاگ خودت می نوشتی :دی