رباعی – پنج : تنهایی

هر گوشه که می نشست تنهایی بود

بغضی که نمی شکست تنهایی بود

برخواست که هر چه داشت با خود ببرد

در گنجه فقط دو دست تنهایی بود

جلیل صفربیگی

۴ Responses to “رباعی – پنج : تنهایی”

  1. taravatee Says:

    سلام در چه حالی خوبی چه خبرا خوش بگذره با این آقا محمودتون واقعا خیلی باحاله

  2. fttorkideh Says:

    ترا اندازه گل بیت ….. مادرتون واقعا زیباست

  3. Sina Says:

    ممنون از لطف شما

  4. Sina Says:

    تکذیب می کنم (:

Leave a Reply


Theme Customization by Fitr Theme Options