سطر نوشت ها – دو

خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸

میر حسین

من به میر حسین رای می دهم.

ربع قرن تجربه

بیست و پنج سالم شد. پیر شدیم رفت.

سبز

اصلا رنگ سبز رو دوست ندارم ولی به میر حسین رای می دهم.

ISP عوضی

می خوام این دوره که اینترنت ADSL ام تموم شد دیگه با این ISP تمدید نکنم ان شاءالله. خیلی ما رو آهو فرض کردن ایشون.

موسوی

چیه داداش. رای خودمه، به میر حسین موسوی رای می دهم.

پروژه، گزارش کار و آزمایشگاه

هنوز دارم خستگی هفته ی قبل رو در می کنم. پایان نامه هم همچنان رو هواست.

انتخابات

من که گفتم به میر حسین موسوی رای می دهم.

امتحانات

دوستان گرام خدایی دعا می کنم برای همتون به خیر بگذره. شما هم دریغ نکنید از ما. من هم به دعا اعتقاد دارم و هم اعتقاد دارم که دعا ضربدری می گیره (: شما هم دعا کنید.

جمعه

آقا من می رم به میر حسین موسوی رای می دهم.

بازم بگم

میییییر حسییییییییییین مووووووووسوووووووووووی

سطر نوشت ها – یک

اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۸

نمی نویسم

چون دوباره غم نامه علم می کنم و دیگران هم وظیفه ندارند غصه ی من رو هم بخورن.

ناراحتم

یک هفته از رفتن پیمان ابدی می گذره و من هنوز ناراحتم. خدا بیامرزه، حیف شد.

خوشحالم

شهرداری تهران گرفته به بعضی از این گونی بدست ها و نمکی ها موتور سه چرخ داده.هم ظاهر بهتری داره و هم باطن بهتر.

ناراحتم

دیگه همه می دونن که من معمولن ناراحتم.

ناراحتند

حال هیچ کس خوش نیست. خودتون هم می دونین.

زبان معیار

محمدرضا می گه دیگه نمی تونی به زبان معیار بنویسی. خوب عزیز من واقعیتش اینه که فعلا نوشتن دغدغه ی من نیست.

کم پیدا یی

هادی می گه نیستی، می گم زیر پات رو نگاه کردی؟

رفیق ناباب

ابوالفضل هم اومد تو وبلاگستان. خوش اومدی.

بی معرفت

پروژه پایانی ، میان ترم، پیاده سازی، کار اموزی که نمی رم وبی معرفتیم رو بزارین به حساب پرکاری چند هفته ی آینده.

دعا

هیچی دیگه برای هم دیگه دعا کنیم. شاید مال یکی مون به یه جایی رسید.

سطر نوشت ها – صفر

اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۸

سطر نوشت ها، روز نوشت های منقطع یک آدم تنبل هستند، که بعد از روزها و هفته ها و شاید ماه ها می آیند تا خودشان را یک جایی، بک جوری ثبت کنند. حس و حال زیاده گویی نیست و استطاعت نوشتاری من هم کم. بیش تر از روزمرگی هم روی این سطر ها جا نمی شوند.

این سطر نوشت ها را به جای چند تا روز نوشت یا دو سه تا هفته نوشت یا کم کم یک ماه نوشت بپذیرید.

غیبت عشقه که…..

فروردین ۲۶م, ۱۳۸۸

می فرمایند که: غیبته عشقه که ما رو می کشه / سیل بی رحم بهارو می کشه

خیلی قشنگ گفته شهیار قنبری ولی ایرادش اینه که راه حل نداده، فقط گفته خوب. البته دوستانی داریم که می فرمایند بیا بریم عاشق شیم و بعد همون دوستان می فرمایند که “نیست در شهر نگاری که دل از ما ببرد” هنوز هم نمی دونم چرا دیگر دوستان جرات ندارند به دوست گرامی بفرمایند خفه شو، البته که من جراتش رو دارم: دوست عزیز و قدیمی همین یه تیکه رو عجالتا خفه شو تا ببینیم چی می شه. همینه دیگه تا قرار باشه زر بزنیم از توالتِ خونه شروع می کنیم تا فتح هفت دریا می ریم جلو. اما وای به روزی که بخوایم وارد فاز عملیاتی بشیم (قبل از همه اشاره به خودم دارم). آره داشتم می گفتم، الان یه چند وقتیه که کاملا غیبت عشق که نه غیبت کلیه ی احساسات در من مشهوده. منتظرم یکی بگه بهم  پخ کنه، منم پاچه اش رو همجین سفت بگیرم، ولشم نکنم. برای اینکه به کسی فحش ندم، طبق یک قرارداد نا نوشته با خودم، پای هیچ پست و Status ناخوشایندی، کامنت نمی ذارم. نمی دونم این بی احساس شدن/بودن واقعا طبیعیه؟ خوبه؟ بده؟ لازمه؟ باید درست بشه یا نه؟ نمی دونم.

یه چیز جالب اون موقع که اینجوریا نبودم بیش تر هارد راک و نو متال گوش می کردم ولی الان نه! کارای لطیف تر گوش می کنم. نامجو -که البته فقط نسبت به کار های هارد راک لطیف تره وگرنه خشونت ذاتی و معنایی خودش رو داره- Dido , Sting گاهی گوگوش، گاهی سنتی و الی ماشاءالله. دیگه زیاد کشتی کج نمی بینم. هیجانی برای دنبال کردن اخبار و گندکاری های بقیه ندارم، اصلا یادم رفته خاتمی انصراف داد و …. اما آماده ی انفجارم. سه تا دعوای لفظی ظرف یک ماه به نظرم زیاده. چنان گندی هم می زنم به هیکل یارو که دیگه بدبخت هر وقت منو می بینه کلی خجالت می کشه. خود منم البته وقتی بر می گردم به حال طبیعی ناراحت می شم.آخریشم همین امروز بود.

دوستان بی تعارف یک راه حل عملی ارایه کنن، من استقبال می کنم.

****

دو تا پست قبل تر گفته بودم اسفند قشنگ، اسفندیه که توش برف بیاد. در مورد عید هم یه جورایی این جوری فکر می کنم. اما این بار ۲۵ فروردین حاجت روا شدیم و تهران برف اومد. خوبه همه ی آرزو های آدم فوقش با یه ماه تاخیر برآورده بشه :) یه دونه از عکسایی رو هم که از برف روی برگ های سبز درختان تهران گرفتم، می ذارم این جا براتون :)

تهران - برف بهاری 1378/1/25

تهران - برف بهاری ۱۳۷۸/۱/۲۵

پی نوشت۱: از صمیم قلب آرزو دارم این برف بلایی سرِ سردرختی کشاورزهای بیچاره نیاورده باشه و احیانا ظرف چند روز آینده هم نیاره.

پی نوشت۲: حال حوصله تیکه پرونی ندارم که البته ایراد از منه.نظرات سازنده بدین.

سلام گاو

فروردین ۱م, ۱۳۸۸

حالا مثلا به مناسبت همین سال گاو، شعری از کتاب کبریت از دوست خوبم فردین نظری:

سلام گاو

سلام گاو

سلام سنگ

سلام دیوار

سلام تیر چراغ برق

شما چه قدر خوب هستید

و من چه قدر دلم می خواهد که شما خانواده ی من باشید

آن وقت حرام زاده بودن هم ننگ نیست

و نیازی نیست که یک عمر روی لبه ی تیغ آبرو داری راه برویم

@

من می گویم: عمر از سر ما هم می گذرد

مثل آب که از سر شهر / از سر ما / از سر ماه

ما هم تمام می شویم

مثل بستنی که تمام می شود / ممثل آه که تمام می شود

مثل ماه که تمام می شود

@

اما چرا با این عجله؟

چرا هی زور می زنیم و تاریخ را جلو می اندازیم؟

من قصد توهین ندارم اما:

سلام سنگ / سلام دیوار/ سلام تیغ چراغ برق

سلام گاو.

فردین نظری – کبریت

سالی سرشار از گاوی رو براتون ارزو می کنم، به شرطی که خودتون گاو نباشید (:

در دامان شیطان بزرگ

اسفند ۱۵م, ۱۳۸۷

چه خون دلهایی که نخوردیم و چه عرق جبین هایی که از صورت نریختیم و سرانجام سرور و مایحتوی رو از استعمار پیر که همانا انگلیس بوده و هست به دامان آمریکای جهانخوار ترانسفر کردیم و حالا با قلبی آسوده با شما سخن می گویم جوانان من (: اما چرا این رنج جانفرسا رو به تن خریدیم الان براتون تعریف می کنم:

-سرور قبلی ویندوز بود و حالا اومدم روی لینوکس. توضیح اینکه بیشتر از ٪۹۰ درصد (علما می گن ۹۶) سیستم عامل های pc ها رو ویندوز تشکیل می ده در حالی که هفتاد و خورده  درصد سرورهای دنیا روی لینوکس پیاده شده. حالا منی که رو لپ تاپم ۴ تا لینوکس دارم واقعا برام افت نداشت سرورم ویندوز باشه؟

-از Control Panel زپرتی Helm خلاص شدم و اومدم روی CPanel قدرتمند بدون نیاز به نرم افزار های FTPManager و با در اختیار داشتن phpMyAdmin و به همراه هزاران فرصت طلایی دیگر (: که واقعا یه مقاله می طلبه.

-  ۱۵۰٪ افزایش فضای Host

- ۱۵۰٪ افزایش پهنای باند ماهانه

- نزدیک ۲۰ ٪ کاهش هزینه. چرا؟ چون دیگه پول نرم افزار هایی مثل asp , SQLServer که ازشون استفاده نمی کنم رو نمی دم.

- احساس افزایش امنیت به طرزی کاملا خفن. توی سورر قبل Permission ها رو با بدبختی تغییر می دادم و گاهی سرور قاط می زد اصلا عوضشون نمی کرد این  کار هم بدون  نرم افزار های FTPManager امکان پذیر نبود ولی حالا ۳ سوته مشکل حله.

- پشتیبانی کامل تری از توایع php دارم. تو سرور قبلی در همه چی باز بود فقط ()mail بسته بودن.

-روی سرور قبلی تنها یک DataBase  می تونستم داشته باشم ولی اینجا محدودیت ندارم.

-محدودیت mail ندارم.

-محدویت SubDomain ندارم.

و کلی مزیت دیگه مثل استفاده از Perl که فعلا به کار من نمی یاد.

و امیدوارم اتفاقاتی مثل تغییر محل سرور داخل شرکت قبلی بدون اطلاع به مشتری، چند روز قطعی یا نزدیک شدن به پایان زمان اعتبار و عدم اطلاع رسانی به مشتری دیگه اتفاق نیفته (:

پی نوشت ۱: لینک بروبکس رو هم به همین زودی ها اضافه می کنم، فعلا عرق شرم و خجالت و از این دست احوال.

پی نوشت ۲: ما بعد عمری اومدیم تو ویندوز و دیدیم که این THEME لامصب با INTERNET E.X.P.L.O.R.E.R مشکل داره شرمنده ی دوستان فعلا عوضش کردم. این IE به جز گند زدن به W3C کار دیگه بلد نیست.

اسباب کشی

اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷

Server رو جابه جا کردم و تا چند روز دیگه Stable می شم. اگر دیدگاه کسی از دوستان ظرف یک روز گذشته حذف شده باشه معذرت می خوام به جاش اینجا پیام بزارین (:

غرض ادامه ی عشق است اگر نه حاصل چیست / از این مکاتبه های بدون برنامه

بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷

پیش فرض برای آنان که نمی دانند:

یه شبکه ی اجتماعی در وب داریم به اسم فیس بوک یا به قول بعضی از دوستان فیض بوک. افرادی که آشنایی قبلی دارند همدیگه رو پیدا می کنند و با عضویت در شبکه های مختلف، بنا به علایق شخصی با دوستان تازه تری هم آشنا می شن. سایت کلوب تقریبا ورژن ایرانی این سایته.

خوب یکی از علایق من موسیقیه و من هم دیدم طرفدار های شهرام ناظری یه گروه توی فیس بوک راه انداختند، ما هم از خدا خواسته عضو این گروه شدیم. گروه ها و اشخاص عضو سایت هر کدوم برای خودشون یه دیوار دارند و هرکس دوست داشته باشه می تونه بیاد و روی این دیوار ها مطلبی که دلش می خواد رو بنویسه. من روی دیوار شهرام ناظری یه مطلب خوندم که واقعا تکونم داد. یه دوستی به اسم Mehmet Uguz که اصالت ترک هم داره این پیام رو برای شهرام ناظری و دوستان ایرانی اون گذاشته بود و من هم یه پیام دیگه گذاشتم که می تونید اینجا ببینیدش:

من چند ساله که دارم به بعضی از دوستان همین رو می گم که مشخصه ی اقوام فقط و فقط و فقط فرهنگ اونهاست وگرنه همه ی ما تا دلت بخواد نا خالصی داریم. حالا تو هی جیغ بزن که آی من آریاییم آی من پرشینم ای داد من ترکم….

مهمت عزیز آدم هایی مثل تو باید هر چند وقت یک بار بیان و به ما تذکر بدن که همه ی ما انسانیم. از یادآوری زیبایی که داشتی ممنونم :)

فردای خوب

بهمن ۱۲م, ۱۳۸۷

یادم نیست کجا بود که می خوندم می گفت هر مشکلی که ما رو نکشه ما رو قوی تر می کنه. خیلی جمله ی خوب و جالبیه اما به نظرم خیلی باید شکم سیر باشی تا این حرف رو بزنی. شاید ۳ یا ۴ ساله خیلی کم به دیگران امید می دم. واقعا نمی تونم به یارو بگم قصه نخور، همه چی درست می شی، بی خیال و….. چون که من جای اون بابایی که الان شرایط بدی داره نیستم. اگر هم بگم حتما خیلی دوسش دارم و دارم بهش دروغ می گم. اونم دوست داشتن از نوع خاله خرسه. به نظرم ادم خیلی شانس بیاره، فقط وضع از اینی که هست بدتر نمی شه. در نهایت هم مجبوریم به شرایط عادت کنیم تا اونجا که جزیی از زندگی ما می شه. یعنی مشکل=روزمرگی. از این جا به بعد باید بری جلو ومنتظر باشی تا یه حادثه ی ناخوشایند جدید سر راهت بیاد و تو دوباره هضمش کنی و باز یعنی اضافه شدن یک سطر جدید، ته بانک اطلاعاتی روزمرگی.
دقیقا از روزی که ۲۴ ساله شدم، احساس می کنم که ۲۵ سالم شده. هر چی به خودم ور می رم نمی فهمم چرا این طور احساس پیری می کنم. اینایی که می گن درسته ما پیریم ولی دلمون جوونه، آخ‌آخ دوست دارم همچین بزنم تو فکشون دو دور، دور خودشون بچرخن تا بفهمن دنیا دسته کیه. عشق و حالش رو کرده یارو، این دنیای گه رو هم با تمام نفهمی و ادعاش گذاشته برای نسل های بعدی که یکیش ما باشیم، تازه صداشم بلند شده که جوون روغن نباتی، من از تو جوون ترم.

واقعیت اینه که همون طور که نمی تونم به دیگران امید بدم، خودم هم امیدی درست حسابی ندارم. چند ساله که فردا برای من روز خوبیه اگه وضع از اینی که هست بدتر نشه. من آدم پر توقعی نیستم. برای فردای خوب من دعا کنید.

مهاجرت به لینوکس؟ به شما بستگی داره دوست من.

دی ۱۲م, ۱۳۸۷

این قسمت رو در پاسخ به در خواست دوست عزیز، ام-کا-سافت از من و همین طور مطلبی از وبلاگ یک فتحی تحت عنوان چرا به لینوکس مهاجرت کنیم می نویسم.

گام صفرم:

شروع

گام اول:

پیش از تصمیم مهاجرت به لینوکس باید ببینید شما جزو کدام یک از گروه های زیر هستید. تمایلاتتون رو بررسی کنید و بینید کی به کی می چربه:

گروه الف:

۱. من از انحصار متنفرم. آدم های انحصار طلب آدم های عوضی هستند که دنیا رو تا نوک دماغشون بیشتر نمی بینند.

۲. من آدمی هستم با تمایلات مارکسیستی یا اگر هم نباشم از نظام سرمایه داری متنفرم.

۳. من احساس می کنم الان استکبار جهانی پشت لپتاپم وایساده و داره من رو می پاد، چون من آدم مهمی هستم و ممکن یه روزی دنیا رو نجات بدم.

۴.من آزادی را دوست دارم (لینوکس یکی از معدود اتفاقاتیه که آزادی رو از شعار به واقعیت تبدیل کرده).

۵. من دوست ندارم از نرم افزار کرک شده استفاده کنم، چون که به نظرم دزدیه. من به Copy Right و قانون احترام می ذارم.

۶.من توی اتاقم N تا عکس از چه گوارا و ادواردو آنینلی زدم به دیوار….!

۷.من کرم هر چیزی بشم، واقعا خدا بهش رحم کنه.

۸. من مهندس یا متخصص کامپیوتر یا IT هستم و احساس می کنم باید با بقیه یه فرقی داشته باشم.

۹. من پیشرو هستم یا دوست دارم آدم خاصی باشم.

۱۰. فعلا فقط کنجکاوم.

۱۱.حالم از هر چی ویروسه به هم می خوره.

گروه ب:

۱. برو بینیم بابا حال داری! لینوکسم کجا بود.

۲. من کارهای مهمتر از یادگرفتن لینوکس دارم.

۳. تا به حال شده بخوای مشکل قضای حاجتت رو رفع کنی ولی دریغ از آفتابه. تازه هنوز گشنگی نکشیدی که عاشقی یادت بره.

۴. گور بابای استکبار جهانخوار.

۵. من نسبت به تمامی سنگفرش های خیابونای لندن احساس تعلق می کنم. نفت و سرمایه و دار و ندارمون رو بردن، خوردن بعد تو به من می گی این نرم افزارها دزدیه. گور بابا ی Copy Right.

۶. راحت الحلقوم می خواهم.

۷.زیر دیپلم حرف بزن بفهمم چی می گی.

۸. من متخصص (مثلا گرافیک یا GIS) هستم و نرم افزاری که با هاش تو ویندوز کار می کنم، معادل لینوکسی مناسبی نداره.

۹. بابام به جای اینکه برامx box یا play Station بخره، واسم PC گرفت.

۱۰. پول دارم حالش رو می برم. می رم هر نرم افزاری که خواستم می خرم. آزادی ازین بیشتر!؟

۱۱. فقط می خوام کارم راه بیفته.

اگر جزو گروه الف هستید می تونید به گام بعدی برین و گرنه می تونید به خوبی و خوشی با ویندوز روزگار بگذرانید و سریع برین به گام ششم (:

گام دوم:

عشق کافی نیست.

شما اگر قصد مهاجرت به لینوکس رو دارین در بدو کار ممکنه که با محدودیتهای رو به رو بشین.

۱.محدودیت نرم افزاری:

شما شاید با نرم افزار هایی کار می کنید که نسخه ی لینوکسی ندارند یا اگر دارند نسخه ی لینوکسی هم باید خریداری بشه و نسخه ی کرک شدش برای لینوکس وجود نداره. مثل نرم افزارهای ۳D. ممکنه کار با بلندر رو که تو لینوکس (و البته ویندوز)در دسترسه، خیلی از گرافیست ها نپسندند. از طرفی نسخه های لینوکسی و آزاد معادل بعضی نرم افزارها با نرم افزارهای ویندوزی قابل مقایسه نیست.مثلا ًRational Rose کجا Umbrello کجا؟

۲. محدودیت های سخت افزاری:

پست قبلی وبلاگم راجع به شرح مشکل کارت گرافیک Ati من با نسخه ی جدید xorg ، یکی از این محدودیت هاست. اسکنر من Hp G3010 هست که قبلا XSane (شامل نرم افزار و درایور جامع برای اسکن کردن در لینوکس) از اون پشتیبانی کاملی نداشت و استفاده از رزولیشن بالای ۳۰۰ DPI و همین طور اسکن نگاتیو برام امکان پذیر نبود که خوشبختانه در نسخه ی جدید کاملا ساپورت می شه. نصب درایور پرینتر hp 1018 خودش حکایتی داره ولی خیلی خوب هم کارمی کنه. خیلی از مودم هایdial up که Internal هستند هم واقعا با بد بختی روی لینوکس نصب می شن. خلاصه اگر کاربر لینوکس باشید باید قبل از خریدن سخت افزار یا لپ تاپ از پشتیبانی اون در لینوکس اطلاع پیدا کنید.

۳. محدودیت در استفاده از اینترنت:

شما الآن هوس می کنید که مثلا IDE Eclipse رو روی ویندوز نصب کنید. خیلی راحت می تونید اونرو از بازار تهیه کنید. شما همین تصمیم رو در لینوکس می گیرید. خیل راحت اون رو از اینترنت دریافت می کنید و یحتمل مشکلات از همین جا شروع بشه. گاهی مجبورید برای یک نرم افزار خاص که متن باز هم هست. تا چند صدمگ دانلود داشته باشید که این کار بدون دسترسی به اینترنت پر سرعت امکان پذیر نیست و مسلما همه هم امکانات فضانوردی ندارند (: البته دوستان ایرانی ما با تهیه ی دیسک های تکمیلی، از نرم افزار های رایج، این مشکل رو برطرف کردن ولی با این حال شما خیلی اوقات در استفاده از لینوکس به مشکلاتی(ناشی از کمبود دانش شما و نه ضعف لینوکس) بر می خورید که باید ساعتها توی اینترنت جستجو کنید تا مشکلتون حل بشه.

اگر محدودیت های بالا برای شما محدودیت نیست یا شما بیدی نیستید که به این باد ها بلرزید، گام بعد رو برمی داریم.

گام سوم:

انتخاب توزیع:

چیزی که ممکنه در صورت عدم آشنایی با لینوکس شما رو گیج کنه وجود توزیع های مختلفه لینوکسه. هسته ی لینوکس توی اینترنت در اختیار همه قرار داره. افراد یا شرکت های مختلف می تونن اون رو بگیرن و سفارشی سازی کنن یا نرم افزار های آزاد رو که تحت لیسانس گنو منتشر می شه به صورت پیش فرض رو لینوکس قرار بدن و در نهایت توزیع گنو/لینوکسی که آماده کردن رو با نامی که دوست دارن متشر کنن. بعضی از لینوکس ها تحت عناوین تجاری فروخته می شن و در ازای هزینه ی دریافتی از توزیع ها پشتیبانی می کنند ولی شما می تونید بدون پرداخت هزینه و شکستن قانون، توزیع ها رو دریافت کنید و به هر تعداد که دوست داشتین، کپی کنید.

هر توزیع ویژگی هایی داره. بعضی توزیع ها برای سرور (مثل Cent OS,Red hat) بعضی دیگه برای دسکتاپ (مثل ,fedora,Ubuntu ,Parsix) بعضی برای گرافیست ها( مثل Ubuntu Studio) بعضی برای موزیسین ها (مثل Musix)بعضی برای نفوذگرها (Back Track) و ……. سفارشی شدن. به این صورت که نرم افزارهای مورد نیاز این گروهها پیش فرض رو توزیع قرار داره و با نصب توزیع نصب می شه. معمولا روی توزیع های دسکتاپ نرم افزارهای اولیه که یک کاربر به اون احتیاج داره قرار داده شده. مثل Open Office که معادل آزاد Microsoft Office در یونیکس هاست. یک مررور گر وب آزاد (احتمالا FireFox). نرم افزار GIMP که تقریبا مثل PhotoShop کار می کنه و

اگر در ابتدای کار هستید، برای شروع بهتره یه توزیع دسکتاپ خوب انتخاب کنید که دو تا ویژگی داشته باشه:

۱. داشتن دیسک تکمیلی.

۲. پشتیبانی فارسی خوب در اینترنت.

من سه توزیع با این ویژگی ها می شناسم:

پارسیکس:

توزیع خوب ایرانی که حتی خیلی از کدک ها رو هم پیش فرض نصب داره. من خودم با پارسیکس شروع کردم. برای پارسیکس ۱.۵.۱ x86 یا ۳۲ بیتی توسط یکی از دوستان دیسک تکمیلی سرو آماده شده که واقعا کامله و خیلی از درایور ها و برنامه های اساسی و خوش دست رو، روی خودش داره. پشتیبانی فارسی هم توی سایت www.technotux.org انجام می شه.

اوبونتو:

اوبونتو یکی از توزیع های فوق العاده کار راه اندازه و کاربری آسونی داره. نقطه ی قوت اوبونتو به نظر من مستندات قدرت مندش هست. اگر کمی دست به Search قوی به همراه اینترنت پرسرعت داشته باشید. مسلما توی زمان کوتاهی به جواب سوال هاتون خواهید رسید و کاری که می خواین رو می تونید انجام بدبد. دیسک تکمیلی هما برای ورژن های مختلف اوبونتو ارائه شده و با آمدن نسخه ی جدیدتر دیسک همای جدید هم توسط دوستان آماده می شه. پشتیبانی فارسی هم توی سایت www.ubuntu.ir داره.

فدورا:

نسخه غیر تجاری و مخصوص Desktop لینوکس Red hat. بزرگترین ویژگی و حسن این توزیع لینوکس اینه که از تکنولوژی های منحصر به فردی که خودش داره و ایجاد کرده یا توسط دیگران ایجاد شده برای اولین باراستفاده می کنه. مثل Security-Enhanced)SElinux) که policy Generation Tool یا ابزار سیاست گذاری امنیتی سیستم هست یا تکنولوژی Yum-Presto که حجم update سیستم رو به میزان قابل توجهی کاهش می ده. همین طور برنامه نویس ها می تونن بلافاصله بعد از نصب فدورا به بسیاری از ابزارهای برنامه نویسی، ابزارهای توسعه دهنده ی وب و ایجاد سرور دسترسی داشته باشند. البته فدورا پیش فرض خیلی کدک ها رو ساپورت نمی کنه و تصب اونها یه مقدار کار می بره. کاربری مشکل تری نسبت به توزیع های قبلی داره، در ابتدای امر خواسته های یه کاربر عام رو پاسخ نمی ده ولی در نهایت آدم رو معتاد می کنه. من خودم تا حد ممکن از فدورا استفاده می کنم و لذت می برم. برای فدورای ۹ دیسک جانبی که یه دی وی دی هست توسط جناب سعیدی آماده شده. همین طور پشتیبانی فارسی دوستان در انجمن www.fedoraproject.ir رو داریم. من خودم خیلی از این انجمن یاد گرفتم.

یادم رفت بگم که فدورا از مدیریت بسته ی RPM که متعلق به Red Hat استفاده می کنه ولی پارسیکس و اوبونتو مدیرت بسته های Debian رو دارند.

گام چهارم:

تهیه ی لینوکس:

حالا به یکی از دو فروشگاه اینترنتی که توی Side Bar لینکشون رو می بینید مراجعه کنید. یکی از توزیع های بالا رو با توجه به مشخصاتی که گفتم. انتخاب کنید و دیسک تکمیلی اون رو هم سفارش بدین. قیمت های این فروشگاه ها معقول و هردو خوش قول هستند. من ازجفتشون خرید داشتم. توی بازار دیسک های تکمیلی پیدا نمی شه و احتمالا فقط Ubuntu و Fedora را بین پنج تا شش هزار تومن پیدا کنید و امکان داره نسخه های قدیمی رو به شما بندازن. پس به نصیحت من عمل کنین.

خواهشا دقت کنید که معماری و شماره نسخه های توزیع و دیسک تکمیلی یکسان باشه تا مجددا مجبور به سفارش نباشید.

گام پنجم:

نصب لینوکس:

نصب هر کدام ازلینوکس های بالا در کلیات یکسانه اما اگر بخوایم ریز بشیم هر کدام روش متفاوتی داره ولی نسخه های جدید تمام این لینوکس ها به صورت گرافیکی نصب می شن و دیگه خبر از نصب در text mode یا محیط متنی نیست. اگر احساس کردم نیاز بود توی یه پست دیگه در این مورد توضیح می دم.

گام ششم :

پایان

پی نوشت ۱: شما مسلما می تونین کنجکاوانه یا به صورت آزمون خطا لینوکس رو تجربه کنین. نصب لینوکس توسط شما به منزله ی مهاجرت به لینوکس نیست. این یعنی آزادی(:

پی نوشت ۲: اگر دوستان حرفه ای تر ایرادی می بینند بگن تا اصلاح کنم.

پس نوشت: این دفعه ی اوله که دارم خیر سرم ایجاد محتوا می کنم. اگر ارزش داشت و مطلب رو جای دیگه ای بردید به منبع هم اشاره کنید تا پشیمون نشم (:


Theme Customization by Fitr Theme Options